مریم
میخوام با زنبقها و یاسها به خانه ات بیایم. میخواهم همه عطرها و آینه های جهان را با خود بیاورم و یک فانوس کوچک و یک کوزه پر از دریا.میخوام روبروی تو بیدار شوم از کوچه های بی عشق بگریزم و برایت سیبی بکنم .
مریم مهربانم میخوام روشنترین پیراهنم را در بهترین نقطه شب بپوشم و ترانه هایم را به بوته های نعناع پیوند بزنم.میخواهم کلبه ای از شکوفه های نارنج بسازم و تو را در آن نیایش کنم و ستاره های مرده را در رودخانه بریزم . میخواهم دوباره بالهایم را از تو بگیرم.
مریم خم می شوم و به نام تو خرده ریزهای خورشید را از روی قله ها و دشتها جمع میکنم .ابرهای سپید را به هم گره می زنم و باران را با خونم می آمیزم . به نام تو نردبانی و از آسمان بالا می روم .
مریم . در باغهای یاد تو قدم می زنم و هر گلی را کلمه ای میبینم.با گل سرخ و بنفشه می نویسم
(( عشق)) و با ارکیده و گل داودی مینویسم (( تو ))