فقط لحظه ای تنهام نزار ای عشق

احساسات خودم نسبت به محیط پیرامونم ......

فقط لحظه ای تنهام نزار ای عشق

احساسات خودم نسبت به محیط پیرامونم ......

سلام به همه دوستان


والا این روزها هوا گرم هست روزگار خیلی بد میگذره نمیدونم از بدی هاش بم یا از خوبیاش

از خوبی هاش اگه بخواهید بگم باید بگم که همیشه صداش برام انرژی داشت همیشه برام جذاب بود درسته خیلی وقتها با کاراش یه کاری میکرد که آدم از کرده خوش پشیمون میکرد ولی در کل برای من یه نفر جذاب بود ولی هیچ به خاطر من از خودش نگذشت هیچ وقت به خاطر من از خودش نگذشت ولی من بارها گذشتم شاید به نظر خیلی به چشم نیاد ولی میتونم بگم به نظر خودم گذشتم این حق من بود که از با او بودن لذت ببرم ولی اون اینو نمیخواست نمیمیدونم شایدم میترسید شاید خیلی چیزها دیگه

همیشه و همه جا دنبال کسی بودم که بی منت آدم را بخواد به نظر من ایتها بهترین آدمها رو زمین بودن ولی خب تو قانون دنیا این هست که همیشه آدمها رنگ میبازن

یادمه اصلا به من شعر نمی خورد یادمه من با این موضوع بیگانه بودم در نگاه خیلی ها ولی بازم من اینجوری نبودم  راستی چرا ما آدمها میتونیم نسبت به خیلی ها بد بین یا حداقل خوشبین نباشیم

چرا نمیتونیم یه کسی را برای همیشع باور کنیم چرا نمیتونیم خودمون را به راحتی به طرفمون اثبات کنیم

چرا واقعا چرا

من همیشه دوست داشتم تو زندگی یه همسر داشته باشم که باهاش راحت باشم اصلا دوستم باشه بزنیم تو سر همدیگه هیچ وقت به این فکر نکردم که بخوام تلافی کنم هیچ وقت چون میدونم با این کار زندگی خودمو کردم تو گور

دوست داشتم همیشه منو بفهمی به نیازهام توجه کنی به نظر من ادم اگه ۱۰ روز میتونه بهترین روزها زندگی را با یکی داشته باشه بهتر و ارزنده تر هستتا اینکه با یکی صد سال زندگی کنی که بهترینی اصلا نداشته باشی

تا حالا تو زندگی کی بهترین سکس را داشته هر کسی تو ذهنش دوست داشته بهترین سکسش را با یکی داشته باشه خوب منم دوست دارم با تو داشته باشم ولی تو نخواستی

اره نخواستی چون ............................................................

حالا باید بگذریم چون نمیتونیم چون نمیخواهیم که بتونیم به همین اسانی همه خاطره ها آدمها ارزو میشه

دیدی چقدر راحت شکسته شد