فقط لحظه ای تنهام نزار ای عشق

احساسات خودم نسبت به محیط پیرامونم ......

فقط لحظه ای تنهام نزار ای عشق

احساسات خودم نسبت به محیط پیرامونم ......

هر روز که میگذرد به آخر داستان زندگی نزدیکتر میشویم

سلام دوستان عزیز

نمیدونم الان که دارم مینویسم احساس خیلی بدی دارم انگاری هیچی تو دنیا برام مهم نیست نمیدونم بعضی وقتها فکر میکردم کاشکی از هیچی خیر نداشتم کاشکی تو دنیا خیلی از چیزها وجود نداشت کاشکی تو دنیا فقط خوبی بود و آخرش فکر میکنم به این قضیه که خدایا تو اصلا منو برای چی دنیا آوردی کاشکی اصلا نبودم و نمیدیم خیلی از چیزهایی که دیدم شاید نمیدونم به خدا چی بگم خیلی دلم میخواد با خدا درد دل کنم ولی احساس میکنم شاید من حتی لایق این قضیه نیستم شایدم اصلا در مقابل پروردگار  چیزی نیست نمیدونم امشب از اون شبهایی هست که دارم همه چی دنیا را تحت شعاع قرار بدم

ای خدا مادرم هی میاد گیر میده منم حوصله ندارم یهو خودم میکشم کار از دست خودم میدم

امشب حوصله ندارم پدرم هی ارشاد میکنه

امشب نیجه گرفتم انساییت = کشک

ایمان ـ کشک

صداقت= کشک

سالم بودن = کشک

پول = همه چی

ای بابا من نمیدونم مردم از پول در آوردن خسته نمیشن