امروز من دریافتم
برای اولین بار
که تنها یک نفر چون تو وجود دارد.
که تنها یک نفر چون تو وجود دارد.
تو می بینی
همه چیز تغییر می کند.
دیروز من در طلب تنها ماندن بودم .
و امروز به تو که در کنارم باشی محتاجم...
امروز باران از ورای پنجره ام می کوفت
و من غمگینانه تکرار کردم:
که تو هنوزم دوستم داری!
من می دانم بدون وداع ترکت کردم.
اما یاد تو به دنبال من بود
از ورای هر اقیانوسی که می گذشتم...
باز خواهم گشت
زیرا که نیازمند توام.
باز خواهم گشت
زیرا بدون تو بیش از این توان نفس کشیدن ندارم.
باز خواهم گشت
زیرا که می دانم تو در انتظار منی.
باز خواهم گشت
زیرا بازگشت همان چیزی است که من می خواهم.
باز خواهم گشت
زیرا که دیگر من همان انسان قبل نیستم.
امروز
در اینه به خود نگریسته ام.
و بسیار خلاء ها دیده ام.
و بسیار اندوه ها دیده ام.
من می دانم
و می دانم توان یافتن مرحمی را بر ان دارم.